الفبای کار رادیو کارا

هنگامی که به افراد اجازه داده می شود به طور سیستماتیک طرز فکر کارآفرینی را در شغل خود در یک شرکت اعمال کنند ، آنها از تکنیک های درون کارآفرینی استفاده می کنند. شرکت داخلی بودن مزایای مختلفی دارد ، بنابراین بسیاری از کارفرمایان ممکن است به دنبال کاندیداهایی باشند که مهارت و ویژگی های کارآفرینی دارند تا سازمان خود را قوی تر و نوآورتر کنند.

کارآفرینی چیست؟

کارآفرینی چیست؟

هنگامی که به افراد اجازه داده می شود به طور سیستماتیک طرز فکر کارآفرینی را در شغل خود در یک شرکت اعمال کنند ، آنها از تکنیک های درون کارآفرینی استفاده می کنند. شرکت داخلی بودن مزایای مختلفی دارد ، بنابراین بسیاری از کارفرمایان ممکن است به دنبال کاندیداهایی باشند که مهارت و ویژگی های کارآفرینی دارند تا سازمان خود را قوی تر و نوآورتر کنند.

به همین دلیل ، برای شما مهم است که بدانید چگونه می توانید در داخل سازمان خود یک سرمایه گذار داخلی باشید. در این مقاله ، با مثال هایی در مورد کارآفرینی  داخلی و نحوه کار ، مزایا و انواع آن صحبت خواهیم کرد.

تعریف کارآفرینی داخلی:

کارآفرینی داخلی یک موقعیت کاری است که در آن شما تشویق می شوید هنگام کار به عنوان بخشی از یک سازمان مانند یک کارآفرین رفتار کنید. سرمایه گذاران داخلی مبتکرانی هستند که مهارت هایی مانند با انگیزه و فعال هستند. به عنوان یک شرکت داخلی ، شما منحصراً واجد شرایط پیگیری راه حلهای مدرن و خلاقانه برای سازمان خود هستید. با این وجود ، برخلاف کارآفرینی ، در صورت عدم موفقیت در نوآوری هزینه شخصی وجود ندارد زیرا شرکت پشتیبانی کننده شما مسئول هزینه های مرتبط با توسعه شما است.

هدف از کارآفرینی داخلی ایجاد یک فضای کارآفرینی در داخل یک سازمان است. این امر به سازمان اجازه می دهد تا با تکیه بر مهارتهای کارآفرینی و نوآوری برای رشد و توسعه ، به روشهایی که ممکن است در نظر نگرفته باشند گسترش یابد. با اعتماد به سرمایه گذاران با اعتماد به نفس ، شایسته و پرشور ، شرکت ها می توانند همچنان رقابتی باقی بمانند و ایده های جدید را به کار گیرند.

کارآفرینی داخلی چگونه کار می کند:

برای درک چگونگی کار کارآفرینی داخلی ، درک بینش های کلیدی زیر مهم است. کارآفرینی داخلی:

رویکرد را در داخل یک شرکت پیاده سازی می کند:

کارآفرینی با مدیریت شرکت با تطبیق رویکرد خود برای حمایت از ذهنیت نوآورانه کارآفرینان در سازمان خود آغاز می شود. برای این شرکتها باید مکانهایی فراهم شود تا کارمندان کارآفرین بتوانند خودمختاری پروژه های جدید را بر عهده بگیرند و آنها را تا پایان کار ببینند.

از کارمندان کارآفرین بیشتر از اینکه به آنها توسعه دهد پشتیبانی می کند:

هدف از یک برنامه کارآفرینی این است که کارمندانی را که قبلاً مهارتهای کارآفرینی دارند پیدا کرده و از آنها حمایت کند. در حالی که این کارمندان مهارتهای خود را در طول برنامه توسعه می دهند ، شرکتها در منابع صرفه جویی می کنند زیرا مجبور نیستند کارکنان را در مورد نحوه کارآفرینی آموزش دهند.

بر روی چشم انداز ، آماده سازی و اجرا تمرکز می کند:

هنگامی که یک کارمند به عنوان یک شرکت داخلی معرفی شد ، ممکن است از آنها خواسته شود تا با استفاده از این مهارت ها مشکلات کسب و کار را تا پایان کار حل کنند. یک مثال می تواند یافتن فناوری جدید باشد که کارآمدتر باشد و 10٪ از هزینه های فناوری را در شرکت صرفه جویی کند. هنگامی که یک شرکت سرمایه گذاری داخلی مشکلی را شناسایی کرد ، آنها به طور مستقل روی تصور پروژه ، آماده سازی برای آن و اجرای آن تمرکز خواهند کرد.

 

 

مدیرانی را می طلبد که رویکردهای جدیدی را برای مدیریت شرکت های بنگاه اقتصادی در نظر بگیرند:

در یک شرایط درون کارآفرینی ، مدیران باید به اندازه کافی انعطاف پذیر باشند تا به کارمندان شرکت های داخلی اجازه دهد تا قوانینی را که مانع تحقق اهداف آنها است خم کنند. سرمایه گذاران داخلی به طور کلی مجاز به انجام این کار هستند ، به شرطی که قانون شکنی به شرکت آسیب نرساند.

انواع کارآفرینی داخلی                                                                                      

سه نوع کارآفرینی داخلی معمولاً در سازمان ها یافت می شود:

افراد ایده پرداز

افراد ایده پرداز راحت تر در مرحله دید یک پروژه کار می کنند. این به این دلیل است که اگر شما یک فرد ایده پرداز هستید ، خلاق ، متفکر ، نوآور و استراتژیک هستید. افراد ایده آل می توانند با استفاده از این مهارت ها پروژه هایی با ارزش افزوده ارائه دهند که در جهت تقویت فعالیت های تجاری باشد.

افراد برنامه ریز

کسی که به طور طبیعی تمایل به تجزیه و تحلیل جزئیات دارد بهترین کار خود را در طراحی و اجرای مرحله آماده سازی یک پروژه داخلی می کند. آنها تجارب کارآفرینی مانند جزئی گرا بودن ، بسیار سازمان یافته و متمرکز بر تصویر کلان هستند. با استفاده از این مهارت ها ، می توانید قطعات پروژه فعالیت داخلی خود را جمع کرده و طرحی را برای اجرا در آن بگنجانید.

افراد عملگرا

سرانجام ، اگر فردی عملگر باشید ، در عمل در استراتژی و بسیج منابع برای اطمینان از موفقیت آمیز بودن کار مهارت دارید. این افراد باید با مهارتهای مدیریتی و پشتکار برای برقراری ارتباط و ارتباط برقرار کنند.

 

به طور کلی ، سرمایه گذاران داخلی نیاز به انجام یک پروژه از چشم انداز تا اجرا دارند. در نتیجه ، آنها باید قادر به تولید ایده ، برنامه ریزی و اقدام باشند. به این ترتیب ، سرمایه گذاران داخلی مهارت های شغلی را توسعه می دهند که به آنها امکان می دهد با تکمیل پروژه ، دانش خود را در مورد هر منطقه افزایش دهند.

مزایای سرمایه گذاری داخلی

در اینجا چندین مزیت سرمایه گذاری داخلی وجود دارد:

رشد شرکت

رشد و نوآوری در هسته اصلی یک مدل درون کارآفرینی قرار دارد. همانطور که شرکت های داخلی با حل راه حل های خلاقانه مشاغل خود را حل می کنند ، شرکت ها موانعی را که مانع موفقیت آنها است ، پاک می کنند ، در حالی که استفاده از فناوری خود را افزایش می دهند و زیرساخت ها و استعدادهای خود را افزایش می دهند.

 

 

حفظ استعداد

وقتی کارمندان احساس می کنند سهم آنها در یک شرکت ارزش قابل توجهی دارد ، ممکن است رضایت و وفاداری بیشتری نسبت به شرکت داشته باشند. این امر منجر به رضایت بیشتر کارمندان و حفظ استعداد می شود.

تقویت فرهنگ

با ایجاد یک برنامه کارآفرینی ، شرکت ها مشکلات تجاری را که مانع برقراری ارتباط و رشد است ، حل می کنند. این نتیجه در شرکتی است که با استقبال مثبت مشتریان داخلی و خارجی روبرو می شود. به نوبه خود ، این یک فضای رقابتی را ایجاد می کند که در آن به کارمندان انعطاف پذیری برای افزودن ارزش از راه های غافلگیرانه یا غیر متعارف داده می شود.

نمونه هایی از کارآفرینی داخلی

در اینجا دو مثال برای کمک به شما در درک مفهوم سرمایه گذاری داخلی وجود دارد:

چالش تجاری: ارتباطات بین دفتری

کیسی یک استراتژیست در Green Onion ، یک شرکت فناوری است. در حالی که این شرکت به نوآوری مشهور است ، ارتباطات در دفاتر شرکتی به اندازه ممکن نیست. کیسی وظیفه بهبود ارتباطات بین دفتری را به عنوان یک شرکت داخلی داشت.

کیسی فردی ایده پرداز است و به سرعت نحوه کار دفتر را مشاهده کرد. اغلب اوقات ، جلسات پشت درهای بسته اتفاق می افتد و هر کس تمایل دارد با ماندن در دفتر کار خود ، خود را حفظ کند. کیسی این ایده را داشت که آنها باید ارتباطات خود را با تغییر تسهیلات شرکت خود به یک طرح آزاد و بدون دفاتر برای تقویت روحیه همکاری بهبود بخشند. با پیاده سازی این ایده ، شرکت توانست بر چالش های ارتباطی خود غلبه کند و ارتباطات بینابینی را 30٪ افزایش دهد.

چالش تجاری: گرفتن مشتری های جدید

در همان شرکت ، اشلی ، مدیر خدمات مشتری ، وظیفه داشت با استفاده از داده های خدمات مشتری ، طرحی را برای دستیابی به بازارهای جدید مشتری مشخص کند. اشلی با غربالگری تماس های خدمات مشتری ، دریافت كه مشتریان بالای 55 سال در تلاشند تا یاد بگیرند كه چگونه از سخت افزار و نرم افزار فروخته شده در شرکت استفاده كنند. وقتی کیسی با استفاده از اطلاعات بازاریابی این مورد را ارجاع داد ، متوجه شد که فضای زیادی برای رشد بازار مشتری 55+ وجود دارد.

وی به عنوان یک فرد برنامه ریز ، با ارائه کلاسهایی در داخل فروشگاه برای این گروه سنی ، برای یادگیری نحوه استفاده از محصولات ، توانست طرحی را برای تأمین امنیت مشتریان بالای 55 سال تهیه کند. این ماژول های آموزشی به مشتریان بزرگتر این امکان را می داد تا قبل از خروج از فروشگاه، با محصول راحت باشند. با تهیه منابع اختصاصی برای فریب این گروه ، 15٪ مشتری خود را افزایش داد.