الفبای کار رادیو کارا

دغدغه های نیمی از نیروی کار جامعه؛ هیچ جامعه ای را در عصر جدید نمی توان یافت که بدون در نظر گرفتن نیرو و استعداد و ویژگی های فردی زنان در عرصه اجتماع توانسته باشد به قله های پیشرفت و تمدن برسد، اما رسیدن به این جایگاه چندان هم سر راست و بدون چالش های واقعی نبوده و نیست. چالش ها و موانعی مانند: چگونگی حضور قدرتمند و بدون ترس از عدم اقبال عمومی در عرصه کسب و کار بسیار مردانه ی امروز. چگونگی حضور زنان در عرصه کسب و کار بدون دادن امتیازات جنسیتی ویژه ، که موجب بهره برداری سیاسی و اجتماعی یا به نوعی استفاده ابزاری از زنان می شود. و سوالاتی که زنان امروز، باید پاسخ عملی و یا تئوری قانع کننده ای برای آنها داشته باشد. مهندس مهدی رحیمی، که یکی از کارآفرینان موفق کشور هستند، با تکیه بر 18 سال تجربه ی شغلی و حرفه ای و سالها پژوهش و با استفاده از منابع و کتب مرتبط، در این اپیزود به این موضوع خواهد پرداخت.

پُرپَژپا ی شماره ی 8

دغدغه های نیمی از نیروی کار جامعه؛ هیچ جامعه ای را در عصر جدید نمی توان یافت که بدون در نظر گرفتن نیرو و استعداد و ویژگی های فردی زنان در عرصه اجتماع توانسته باشد به قله های پیشرفت و تمدن برسد، اما رسیدن به این جایگاه چندان هم سر راست و بدون چالش های واقعی نبوده و نیست. چالش ها و موانعی مانند: چگونگی حضور قدرتمند و بدون ترس از عدم اقبال عمومی در عرصه کسب و کار بسیار مردانه ی امروز. چگونگی حضور زنان در عرصه کسب و کار بدون دادن امتیازات جنسیتی ویژه ، که موجب بهره برداری سیاسی و اجتماعی یا به نوعی استفاده ابزاری از زنان می شود. و سوالاتی که زنان امروز، باید پاسخ عملی و یا تئوری قانع کننده ای برای آنها داشته باشد. مهندس مهدی رحیمی، که یکی از کارآفرینان موفق کشور هستند، با تکیه بر 18 سال تجربه ی شغلی و حرفه ای و سالها پژوهش و با استفاده از منابع و کتب مرتبط، در این اپیزود به این موضوع خواهد پرداخت.

در پلتفرمهای زیر بشنوید

متن کامل اپیزود

 

دغدغه‌ها و مشکلات کارآفرینان زن در ایران و جهان کدام است؟

 آیا از نیروی کار زنان مشابه نصفی از نیروی انسانی جامعه استفاده شده است ؟

آیا زنان و مردان در یک شرایط شغلی برابر قرار دارند؟

آیا زنان و مردان در یک شرایط شغلی برابر با معیارهای مشابه و برابر قضاوت می شوند و پاداش می گیرند؟

 دغدغه‌های زنان ایرانی برای ورود به کار چیست؟

 کار و داشتن سرمایه و دانش مالی برای کار چه ضرورتی دارد؟

 

    در این اپیزود با سه خلاصه کتاب از حوزه زنان و کارآفرینی در یک زمان مشخص با پژوهش­های درست پاسخ‌های مناسب رو خدمت شما ارائه می دیم.

از زمان انقلاب صنعتی اروپا که برمیگرده به حدوداً چهار تا پنج قرن پیش مشارکت زنان در تامین نیروی کار خارج از خونه در کشورهای صنعتی به شدت افزایش پیدا کرد و به خصوص در قرن بیستم یعنی سه سال پیش شاهد رشد نرخ این موضوع بودیم و نیروی کار زنان به عنوان یک مزیت در راستای پیشرفت اقتصادی و اجتماعی کشورها تلقی می شد. اگر ما حتی یکی از معیارهای اندازه گیری و سنجش و پیشرفت در نظر نگیریم، یکی از شاخص‌های پیشرفت حتماً فرض میشه. اما هنوز هم عدم دسترسی زنان به مراجع آموزشی نسبت به مردان و کم بودن دسترسی زنان به محل کار و تجربه علوم و نگرش های خاصی که به صورت سنتی در جوامع وجود داره و بحث خانه داری تو همه کشورها مورد بحث و مناقشه هست.

    مثلا در دانشگاه کمبریج لندن حدوداً تا ۶۰ سال پیش زنها توی رشته حقوق پزشکی نمیتونستن مدرک بگیرند.تا صد سال پیش زنان فقط تو مشاغل کم درآمد و کارهای زنانه به کار گرفته می شدند یا کارهای دفتری و بهشون مسئولیت نمی‌دادند و حق مدیریت را هم نداشتند. عملاً نیروی دست دوم تو بازار کار به شمار می رفتند و متاسفانه این قضیه تو رشته های مهندسی و کشاورزی و تجارت هم به همین شکل بود .غیر از این که زنان باید فاصله شدید فضای کسب و کار با مردها را تحمل می کردند و با  تبعیض وارد محیط کار می‌شدند حتی زن ها در حالت تاهل و تجرد هم فرق داشتند یعنی شرایط کار برای زن متاهل و مجرد هم فرق داشت.

    در بیشتر جوامع اینجوری جا افتاده بود که زنان توان و استعداد خیلی از مشاغل را به اندازه مردان ندارد و این به دلیل مردسالاری هم نیست. حتی فکر می‌کردند که این واقعیته که زنان کلاً توان مقایسه و رقابت با مردان رو تو فضای کاری ندارد اما غیر از این باور یه باور دیگه همراهش بود که با توجه به قابلیت های بارداری زنان و بچه داری و وظیفه مادری خود به خود جایی برای بحث نمیمونه و یک تبعیض جنسیتی هم نیست یک واقعیته و واقعاً زنان نسبت به مردها ضعیف ترند و نمیشه مثل مرد روی زن حساب کرد و این بود که استخدام ها هم به این سمت کشیده شد.

      اما خود زنها وارد دانشگاه‌ها شدند مراکز تحقیقاتی رو گرفتن و شروع کردند به کار کردن تحقیق و بررسی روی این بحث و نمونه‌های موفق زنان تو قرن بیستم به تدریج این باور رو عوض کرد. گزارش بانک جهانی تا سال ۲۰۰۱ تحت عنوان توسعه چشمگیر به وضوح نشون میده که ارتباط مستقیمی بین مشارکت زنان و دختران و توسعه اقتصادی کشورها وجود داره و در واقع وجود تبعیض و اختلافات جنسیتی تو محیط های کاری هزینه‌های اقتصادی و اجتماعی زیادی رو برای کشورها به همراه داره. برای کاهش فقر کشورها اصلاً چاره‌ای ندارن مگر اینکه زنان را به عنوان نصفی از جامعه و نیمی از نیروی کار اجتماع ببینن.

    بخش اول کلیات و ضرورت ها رو پاسخ داد اما بخش دوم را به این اختصاص دادیم که دود این تبعیض­های جنسیتی فقط توی چشم اقتصاد کشور نمیره، بلکه خانواده‌ها به طور غیرمستقیم، غیر از فقر اقتصادی،دستخوش فقر فرهنگی هم میشن و عملاً از دو ناحیه مرتبط جامعه کاملا آسیب‌پذیر میشن. مثلاً قدرت زن توی خانواده کم میشه و همین زن هایی که بیشترین تاثیر رو در تربیت نیروی انسانی و نسل‌های بعدی دارند با افزایش علوم و فنون اقتصادی جامعه زنان کشور می‌توان نسل بعدی را قوی‌تر بار بیاره و تربیت کنه حتی گزارش بانک جهانی آمده که افزایش سطح علمی زنان کمک می کنه که مرگ و میر کودکان هم کم بشه و نهایتاً در واقع از جنبه‌های مختلف باعث رشد و توسعه پایدار شامل اقتصاد و اجتماع محیط زیست و مردم آن جامعه میشه سعی می‌کنیم تا خلاصه سازی ایده‌ اصلی کتاب‌ها رو جامع و مانع تبیین ‌کنیم.

    تواین اپیزود سعی میکنیم جواب های واضحی داره و ما بیشتر سعی میکنیم به بحث در مورد این سوالات  بپردازیم و راجع به تبعیض جنسیت ها صحبت کنیم و از تبعیض جنسیتی دوری کنیم و نگرش ها رو عوض کنیم و راجع به نیروی غنی زنان بیشتر دقت کنیم. جواب ها خیلی واضحه و پرداختن به جواب­ها خیلی لازم نیست.به خانم ها به عنوان یک بازار فرعی در بازار کسب و کار نگاه میشه و روی اونها دارند کار می‌کنند. یک متن رواز خانم لیزا فین متخصص گرایشات زنان در کسب و کار و نویسنده و تحلیل گر مسائل زنان و ویراستار کتاب بازاریابی برای زنان براتون میخونم که ببینید چقدر تحقیرآمیزه این گزارش: سال هاست که زنان  رو به عنوان دروازه‌بان محصولات خانواده شناخته می شوند و همچنان تصمیم گیرنده نخست برای اکثر خریدهای خانگی هستند اکنون بازار پردازان صنایع مختلف از جمله اتومبیل و خدمات مالی کالاهای لوکس دریافتند که زنان نه تنها کلید خرید های خانگی را در دست داشته بلکه به شدت محرک با ارزشی در هزینه کردن برای خود و خانواده شان هستند . در اصل زنان  چندین بازار هدف را در خود جای داده‌اند، برای خود برای خانواده برای دوستان و دیگرانی که با آنها در ارتباط هستند. شرکت‌های با تفکر آینده‌نگر همواره در جستجوی راههایی برای سرمایه‌گذاری در در هر سه بازار مذکور هستند به نظر می‌رسد با توجه به سبک زندگی چند وجهی زنان این شرکت‌ها باید مخاطب خود را زنان تعریف کرده و ضمن ارائه خدمات بهتر به این گروه نیازها و علایق آنها را بهتر برآورده سازند.

     در واقع زنان رو به عنوان یک بازار فرعی نمیبینه، یک بازار اصلی می بینه اما مهم اینه که بازار میبینه یعنی خریداه اصلی بازار میبینه و این قضیه مورد نقد قرار می گیره. چرا اینجوری نگاه نکنیم که نیروی کار زنان و تاثیر بر شاخص درآمد کل نیروی زنان و مردان می تونه تاثیر مثبتی داشته باشه و زنان رو خریدار فقط نگاه کنیم؟ زنان در کنار مردان نقش قابل توجهی در بهبود فضای کسب و کار ایفا می کنند ولی با این وجود این تأثیرگذاری نیروی کار زنان کمتر از نیروی کار مردانه تو تمام جوامع و حتی جوامع پیشرفته و این امر در واقع با شرایط فضای کسب و کار کشور های زیادی را به مخاطره انداخته و توانمندسازی زنان ، توانمند سازی جنسیتی هم نامیده میشه متاسفانه. یعنی تبدیل شده به موضوع مورد بحث و مناقشه حتی تو زمینه توسعه اقتصادی در واقع تمامی جوامع و مشاغل ها و انجمن ها و احزاب از پیاده سازی سیاست‌هایی که در این زمینه هست یک جورایی بهره‌برداری می‌کند. در حالی که باید به این حقوق پرداخته بشه و این مشکل باید حل بشه یعنی باید رویکرد توسعه ای بیاد وسط.

    اهداف توسعه هزاره بعد رو باید بر مبنای نیروی کار زنان تعیین کرد. یکی از راه های توانمند سازی زنان، اعطای حق مالکیت املاک و مستقلات و سرمایه گذاری و بالا بردن دانش مالی اونهاست که خیلی تاثیر گذاره و در کشورهای در حال توسعه بررسی شده و نتایجش کاملاً مشهوده . برای این که درکی پیدا کنیم از جملات این اپیزود، وتاثیر حضور زنان در محیط های کاری، یک جمله رو از مجله فورچون انتخاب کردم که از بین ۵۰۰ شرکت منتخب که مورد بررسی قرار داده شده بازده مالی شرکت هایی که تعداد بیشتری از اعضای هیئت مدیره شان را زنان تشکیل دادند که به نحو چشمگیری بالاتر بوده. ۵۳ درصد بازگشت بیشتر سرمایه خالص، ۲۴ درصد درآمد بالاتر ناشی از فروش و ۶۷ درصد بازده بیشتر ناشی از سرمایه‌گذاری توی شرکت‌ها بوده. این مطالعه نشون می ده که در مجموع سود اقتصادی شرکت هایی که حضور زنان در هیئت مدیره پررنگ‌تر بوده، بالاتر بوده.

     همین نشانه‌های کافیه که سه تا اپیزود بعدی رو با دقت بیشتری گوش بدیم وبه این مباحث بپردازیم. یکسری موانعی وجود داره سر راه توانمندسازی زنان که تو تار و پود فرهنگ بعضی ملت ها و جوامع بافته شده و در واقع تنها کار عملی که میشه کرد باید اول دانش زنان را بیشتر کرد بعد خود به خود قانونگذاران رو دانشمند کرد در این زمینه و سازمان‌های مردم نهاد و دیگر سازمان‌های ذیربط رو آگاه کرد تا خود به خود این وضعیت رو به بهبود بره.

    در انتهای این اپیزود چند تا سوال رو مطرح می کنم: آیا واقعاً شک داریم که نصف جمعیت جامعه زنان هستند؟ آیا واقعاً با برابری زن و مرد در حقوق و خانواده مشکلی دارید؟ آیا تبعیض در محیط های کاری بین زنان و مردان وجود ندارد؟ آیا کار خانه شغل نیست؟ آیا مردان  نباید در کار خانه مشارکت کنند؟ آیا زنان استعداد ذاتی برخی رشته های دانشگاهی و برخی مشاغل را ندارند؟ آیا در کشورهای پیشرفته صنعتی زنان پا به پای مردان در عرصه‌های کاری فعالیت نمی‌کنند؟ آیا زایمان و بارداری و بچه داری دلیلی برای عدم موفقیت زنان میشود؟ آیا زنان خانه‌دار از جایگاه امنیت اجتماعی و بیمه های مالی تا آخر عمر بهره‌مند هستند؟ آیا نداشتن قدرت اقتصادی زن ها قدرت آنها را در خانواده کم نمیکند؟ آیا زنان شاغل احساس خوشبختی بیشتری نسبت به زنان بیکار ندارند؟ آیا وابستگی زن ها به فعالیت های اقتصادی که مردم انجام می دهند آنها را به لحاظ اعتماد به نفس ضعیف نمیکند؟ پاسخ با شماست